انتقاد تند فنايي از كمك حاكميت به ديگر كشورها/اولين نود بي خداحافظي با اقدام عجيب مسئول پخش !

برنامه نود شب گذشته مانند ديگر نودها با حاشيه هاي جالبي همراه بود. از جمله آخرين هنرنمايي فدراسيون فوتبال در زمينه محروميت مربيان بالاي 65 سال از مربيگري در ليگ برتر و همچنين بازداشت برخي از مسئولان باشگاه ذوب آهن كه البته به نظر سخنگوي اين باشگاه اتفاق عادي بود.اما آنچه به نظر نگارنده غيرمنتظره بود، انتقاد تند آقاي فنايي در پي پخش گزارشي از زندگي فلاكت بار رضا چاچا ماساژور سابق تيم ملي بود كه با كنايه زدن به دولت عدالت گستر و مهرورز اقدامات حاكميت در كمك به ديگر كشورها را با ذكر آخرين نمونه آن كه كمك به قحطي زدگان كشور سومالي است به زيرسوال برد.

اما شوك پاياني راعادل و مهمان برنامه نبودند كه به بينندگان شب زنده دار برنامه وارد كردند، بلكه اين مسئول پخش شبكه سوم سيما بود كه در انتهاي برنامه و در حالي كه عادل در حال دفاع و تشكر از همكاران خود در اين برنامه بود، در اقدامي عجيب مبادرت به قطع برنامه كرد و برنامه بدون خداحافظي عادل و مهمانش ناتمام ماند.

البته شايد اين اقدامي انتقام جويانه از انتقاد چند ماه پيش عادل از به موقع نرسيدن تصاوير برنامه به بهانه بازبيني بود و شايد حرفهاي تند فنايي كاسه صبر مسئولين پخش را سرريز كرده بود و شايد چون در ميان دفاعيات و تشكرهاي عادل از همكاران خود، نامي از واحد پخش برده نشده بود اين اتفاق افتاد، اما دليل هرچه كه بود مخاطب ميليوني اين برنامه كه تا پاسي از شب پاي گيرنده خود مشغول تماشاي برنامه بود احساس كرد كه به او بي احترامي شده است كه اين كار شايسته اي نبود.

 

 

 

عجب دنیای کثیفی !

در خبرها آمده بود که برای نجات دوازده میلیون نفر از مردم گرسنه سومالی از قحطی وحشتناک حاکم بر این کشور، یک ونیم میلیارد دلار ( به نقلی دو ونیم میلیارد ) پول نیاز است. این در حالی است که خبر دیگری حاکی از این بود در یکی از دویست واندی کشور موجود در جهان که از قضا کشور خودمان ایران است، فردی به نام ا.خ به تنهایی مبادرت به اختلاس وتحصیل مال نامشروع به مبلغ دومیلیارد وهفتصد میلیون دلار نموده است. کافی است از مقایسه های گوناگون این دوجریان و نمونه های مشابه آن در جای جای جهان به این نتیجه برسید که؛ درچه دنیای کثیفی زندگی می کنیم.

com.ذشمشفشقهد.www

از ديدن اين آدرس تعجب مي كنيد يا شما هم مثل من روزي چندبار با اين آدرس برخورد داريد؟

اگه تعجب مي كنيد دو حالت داره، يا كيبوردتون تايپ فارسي نداره يا از اون حواس جمع ها هستيد و يا اصلا به سايت بالاترين سر نمي زنيد.مي گين اين كه شد سه حالت؟ نه خير اون حالت سوم ممكن نيست چون شما از سايت بالاترين به اين صفحه مراجعه كرديد. واسه همين گفتم دو حالت داره.

اگر هم مثل من هر روز با اين آدرس برخورد داريد يعني زماني كه كيبوردتون فارسيِ اقدام به تايپ واژه بالاترين كرديد و Ctrl+Enter را فشار داديد و بعد از عدم ورود به صفحه متوجه اشتباهتون شديد.

تا اونجايي كه يادمه يك زماني تب گرفتن دومين هاي فارسي وجود داشت.البته من هيچوقت تا حالا وارد سايتي نشدم كه دومينش فارسي باشه ولي اگر واقعا شدنيه چرا مسئولان بالاترين اقدام به خريد اين دومين نمي كنن ؟ به شرط اينكه پشت سر هم بخونيدش خيلي هم خوش آهنگه .يك با امتحان كنيد: ذشمشفشقهد دات كام

پرسپوليس، پيروزي يا پيزوري ؟

راجع به شرايط فعلي پرسپوليس صحبت ها و بحث و جدل هاي زيادي شده كه قطعا ادامه هم خواهد داشت و البته پيش بيني اينكه در آينده نه چندان دور چه اتفاقاتي براي اين تيم خواهد افتاد هم خيلي سخت نيست. براي اينكه شيوه مديريتي حكومت دور باطلي است كه مثل يك چرخ و فلك و بدون هيچگونه پيشرفتي فقط به دور خودش مي چرخه و تنها تغيير ممكن عوض شدن جاي آدمها است. مي گين نه؟ حالا ببينيد كه بعد دو سه تا نتيجه ضعيف ديگه حميدخان غوره نشده مويز شده، جاش رو به حاج ممد مدعي العموم ميده، يا نهايتا حاج حبيب ظاهرالصلوة، فلان غول ميشكونه و يك مربي دست چندم اروپايي را با چپاندن به پرسپوليس از مرگ حتمي بر اثر گرسنگي نجات ميده. البته آخرين احتمال ممكن، برد و باخت يكي در ميون حميدخان و ادامه اين روند تا پايان فصل است و فصل مشترك همه اين حالات يك پرسپوليس پيزوري است كه دل ميلونها هوادار را خون مي كنه.حالا حاج حبيب بره دل خوش كنه كه بعد از بيست سال اسم پرسپوليس را به اين تيم برگردونده.آخه يكي نيست بگه مردك! تو تموم اين سالهايي كه بارها اسم اين تيم را آدمهايي دقيقا مثل تو بارها تغيير دادن مردم و رسانه ها و حتي بسياري از مقامات خودتون اين تيم را پرسپوليس صدا كردن و نه چيز ديگه اي و تنها جايي كه اين تغيير نامها اتفاق افتاده تو چهار تا اوراق ثبتي بوده .البته اين هم بگم فكر نكني مردم هالو هستن، الآن هم اگر تن به اين كار دادين از ترس جبهه مقابلتون بود كه چيزي نمونده بود پرسپوليس را از چنگتون در بياره.

اما اينو بدونين كه فراتر از حتي نام پرسپوليس، اون فرهنگ و حال و هوايي ميليونها نفر را طرفدار يك تيمي كرده كه رنگ پيراهنش قرمزه و از اول تا آخر بازي هجومي و زيبا بازي مي كنه و مجموعه تيم و طرفدارانش مي ميرن واسه هم، كه هيچ كدوم از اين اتفاقات با حضور امثال تو و استيلي بوجود نمياد، چون دلتون صاف نيست و خرده شيشه دارين.نگاه به قهرماني هاي نصفه نيمه اخير هم نكن چون تنها كسي كه هيچ سهمي توش نداره تويي.قبول نداري تا پايان فصل صبر كن تا نتيجه عملكرد واقعي خودت و ببيني.

دلم نمياد به يك نكته ديگه هم اشاره نكنم. چيزي كه توي اين داستان تغيير و تحولات اخير پرسپوليس براي من جالبه اينه كه در ابعاد و مقياس كوچكتري دقيقا همون اتفاقات مربوط به كودتا و تقلب انتخابات در همين پرسپوليس هم بوقوع پيوست و البته آدمهاي مشتركي هم اين وسط وجود داشت.

تو انتخابات، كودتاچي ها راي مردم و عشقشون را ازشون دزديدن و مردمي كه ابتدا دنبال راي خودشون بودن بعد از مدتي خواستشون ابعاد بزرگتري پيدا كرد و خواهان رفتن كودتاچي ها شدند. تو پرسپوليس هم بعد از يك سري نمايش هاي مضحك انتخاب مربي و درست برخلاف راي و خواست عمومي يك نفر به سمت مربي گري پرسپوليس انتصاب شد و طرفداران پرسپوليس كه در ابتدا خواهان بازگشت چهره محبوبشون بودن حالا ديگه حرفشون شده «كاشاني حيا كن پرسپوليس و رها كن».

خيلي جالبه كه حاج حبيب و استيلي تو هر دو مورد اشاره شده در جناح مقابل مردم بودن و جالب تر اين كه اصرار دارن به اخلاق مدار بودن و مردمي بودن، و نام مردم از زبان مباركشون نمي افته!

حرف آخر اين كه يك توصيه اي دارم براي حميدخان استيلي، از حاج حبيب كه ديگه گذشته بهش بگي از پشت كودتاچي ها بيا در كنار مردم قرار بگير چون ديگه خودش پشت و پناهي شده واسه خيلي هاي ديگه اما حميدخان شما كه يك فوتباليست نسبتا خوبي بودي و هنوز جووني تو خلوت خودت كمي بيشتر فكركن. مربي شدن اون هم در تيمي مثل پرسپوليس واسه خيلي ها رويا است اما به چه قيمتي ؟


 

«جمهوري اسلامي» يعني همين جا !

مامورين گشت ارشاد ويژه كنترل سواحل خزر در ماه رمضان

مامورين گشت ارشاد ويژه كنترل سواحل خزر در ماه رمضان


جمهوري اسلامي يعني جايي كه بعد از گذشت سه دهه از عمر آن، مردمش آنقدر از آرمانهاي انقلاب شان دور هستند كه در همه جاي آن احتياج به حضور آقا بالاسر است.

جمهوري اسلامي يعني جايي كه در خيابان و معابرش، در ساختمانها و پشت بامهايش و از همه مهمتر در افكار و انديشه مردمانش، مفري براي آرامش و آسايش  وجود ندارد.

جمهوري اسلامي يعني جايي كه مردمش به دليل ضلالت و گمراهي بي حدوحصر، محتاج به امر به معروف و نهي از منكراند.

جمهوري اسلامي يعني جايي كه مامورين اش همه معذوراند.

جمهوري اسلامي يعني جايي كه كوچك ترين خطاهاي مردمش گناه كبيره است و معاصي و مستوجب حد و محدوديت، اما مظالم آشكار و بزرگ خواصش نهايتا اندكي بي بصيرتي است.

جمهوري اسلامي يعني جايي كه … چه مي گويم ؟ تو خود بهتر مي داني كه جمهوري اسلامي يعني كجا !

جمهوري اسلامي يعني ناكجا آبادي كه در سواحلش ماموريني نگران آن اند كه نكند خداي ناكرده سري به زير آب رود و تظاهر به روزه خواري شود!

جمهوري اسلامي يعني همين جا …

كسي از «آرامش» خبري دارد ؟!

راستي كسي از آرامش خبري دارد ؟!
ديرزماني است كه رويش را نديده ام
مي گويند لختي پس از آسايش رفته است
هركس خبري از اين دو دارد، ملتي را از حسرت و نگراني درآورد

جوينده: ايرانيان ناشكر ديروز و پشيمان امروز